RSS

فروغ تابان ولایت

۱۳۸۸ ۱۲ تیر

۰ نظر

پایان انتظار

 ۴۷ سال از عمر شریف امام رضا علیه‏السلام می‏گذشت، ولی هنوز آن حضرت صاحب فرزند نشده بود. این موضوع برای شیعیان و دوستداران اهل‏بیت نگران کننده بود؛ زیرا همگان می‏دانستند که براساس روایات رسیده از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و ائمه اطهار علیهم‏السلام ، امام نهم فرزند امام رضاست. به همین دلیل مشتاقانه در انتظار بودند تا خدای متعال پسری به ایشان عنایت بفرماید. گاهی بعضی از دوستان، از حضرت پرسش‏هایی در مورد امام بعدی می‏کردند. امام رضا علیه‏السلام آنان را دلداری می‏داد و می‏فرمود: «خداوند پسری به من خواهد داد که وارث من و امام پس از من خواهد بود». سرانجام روزهای انتظار به پایان رسید، گلشن رضوی به بوی خوش گل محمدی معطر شد و امام جواد علیه‏السلام در دهم رجب سال ۱۹۵ هجری قمری در مدینه دیده به جهان گشود. فرزندان امام جواد علیه‏السلام فرزندانی داشت که نزد حضرت بزرگ شده و به مقامات بالایی از علم و عرفان رسیدند. یکی از فرزندان حضرت، امام دهم حضرت هادی علیه‏السلام است که پس از پدر، امامت امت اسلامی را به عهده گرفت. موسی مبرقع فرزند دیگر امام جواد علیه‏السلام است. او در مدینه متولد شد و پس از شهادت پدر بزرگوارش به کوفه مسافرت نمود و در آن‏جا مسکن گزید. بعد از مدتی کوفه را به مقصد شهر قم ترک کرد و در سال ۲۵۶ ق وارد قم شد و در سال ۲۹۶ق در آن شهر رحلت کرد و همان جا دفن شد. یکی دیگر از فرزندان امام جواد علیه‏السلام حکیمه است. امام هادی علیه‏السلام ، نرجس خاتون مادر امام زمان را به ایشان سپرد تا احکام و معارف اسلامی را به او بیاموزد.حکیمه در شب تولد وجود مقدس امام زمان(عج) در کنار نرجس خاتون بود و از او مراقبت می‏نمود. حکیمه بعد از شهادت امام حسن عسکری علیه‏السلام ، مقام سفارت امام زمان علیه‏السلام را به عهده داشت و عرایض و نامه‏های مردم را به امام می‏رساند. زیارت امام روز چهارشنبه به چهار تن از امامان معصوم، از جمله امام جواد علیه‏السلام تعلق دارد. امام عسکری علیه‏السلام در فضیلت زیارت امام جواد علیه‏السلام می‏فرماید: «برای زیارت کنندگان جدّم امام جواد علیه‏السلام ، ثواب بزرگی از طرف خداوند است». وجود مقدس امام زمان(عج) هم در شب‏های جمعه به زیارت جدّ بزرگوارش مشرف می‏شود. در قسمتی از زیارت‏نامه امام جواد علیه‏السلام آمده است: «سلام بر تو ای نور خدا در تاریکی‏های زمین، سلام بر تو ای ستون دین، شهادت می‏دهم کسی که پیرو تو شد، در راه حق و هدایت گام نهاده وهر کس تو را انکار کرده و با تو دشمنی کند، گمراه شده است». امام عسکری علیه‏السلام در فضیلت زیارت امام جواد علیه‏السلام می‏فرماید: «برای زیارت کنندگان جدّم امام جواد علیه‏السلام ، ثواب بزرگی از طرف خداوند است». ازدواج هنگامی که مأمون خلیفه عباسی شهر طوس را ترک کرد و بغداد را مرکز حکومت خود قرار داد، در نامه‏ای به امام جواد علیه‏السلام ، حضرت را بدان جا فرا خوانْد. با توجه به این که این دعوت نیز مانند دعوت امام رضا علیه‏السلام به شهر طوس، دعوتی ظاهری و در واقع سفری اجباری بود، امام جواد علیه‏السلام به ناچار به شهر بغداد رفت. مأمون، آن حضرت را به کاخ خود دعوت نمود و پیشنهاد کرد با دخترش ام‏الفضل ازدواج کند. امام در مقابل این پیشنهاد سکوت نمود. مأمون این سکوت را علامت رضایت شمرد و حضرت با ام‏الفضل ازدواج کرد. ازدواج امام جواد علیه‏السلام با ام الفضل کاملاً سیاسی بود و مأمون با این کار، اهدافی را دنبال می‏کرد که کنترل همیشگی امام، جلوگیری از قیام علویان و مشروع جلوه دادن فضای فاسد دربارو لطمه بر قداست آن حضرت، از آن شمارند. شاگردان یکی از ابعاد بزرگ زندگی امامان معصوم علیهم‏السلام بُعد فرهنگی آنان است. هر کدام از پیشوایان ما، در عصر خود فعالیت فرهنگی داشته و شاگردانی را در مکتب خویش تربیت می‏کردند و علوم و دانش‏های خود را به دست آنان در جامعه منتشر می‏ساختند. البته شرایط اجتماعی و سیاسی زمان آنان یکسان نبود و از دوره امام جواد علیه‏السلام به بعد، به دلیل فشارهای سیاسی و کنترل شدید فعالیت آنان از طرف دربار، فعالیت آن بزرگواران بسیار محدود بود و از این نظر، تعداد راویان و پرورش‏یافتگان مکتب آنان نسبت به زمان ائمه دیگر کاهش چشمگیری یافته بود. ولی با تمامی این مشکلات، امام جواد علیه‏السلام از تمام فرصت‏هایی که به دست می‏آمد استفاده می‏کرد و بر جهاد علمی و تربیت شاگردان و اصحاب شایسته اهتمام می‏ورزید. سفیران هدایت با توجه به ایجاد محدودیت از طرف خلفای عباسی و پراکنده بودن شیعیان در مناطق مختلف، امام جواد علیه‏السلام از راه برگزیدن وکیل و نمایندگان، ارتباط خود را با شیعیان حفظ می‏کرد. امام جواد علیه‏السلام کارگزارانی را به سراسر قلمرو حکومت خلیفه عباسی می‏فرستاد و با فعالیت گسترده آنان، از تجزیه نیروهای مؤمن و شیعیان جلوگیری می‏نمود. کارگزاران امام در بسیاری از مناطق حکومت اسلامی مانند اهواز، همدان، سیستان، ری، بصره، واسط، بغداد، کوفه و قم پخش شده بودند و اهداف و آرمان‏های امام را پیاده کرده، از انحراف فکری دوستداران اهل بیت جلوگیری می‏کردند. امام جواد علیه‏السلام به هواداران خود اجازه داده بود تا به درون دستگاه حکومت عباسی نفوذ کرده و مناصب حساس را در دست بگیرند. علی بن مهزیار اهوازی در شهر اهواز، ابراهیم بن محمد همدانی در شهر همدان و خیران الخادم از جمله کارگزاران مهم حضرت به شمار می‏آمدند. هر کدام از پیشوایان ما، در عصر خود فعالیت فرهنگی داشته و شاگردانی را در مکتب خویش تربیت می‏کردند و علوم و دانش‏های خود را به دست آنان در جامعه منتشر می‏ساختند. نامه‏ها پراکنده بودن شیعیان و دسترسی نداشتن آنان به امام جواد علیه‏السلام ، باعث شد تا دوستداران اهل بیت به شیوه نامه‏نگاری روآورده و مشکلات و مسایل خود را از این راه حل کنند. هم‏اکنون حدود ۱۵۷ نامه از حضرت جواد علیه‏السلام به یادگار مانده است که بیشتر آنها را مسایل شرعی و احکام فقهی تشکیل می‏دهد. افزون بر این‏ها، امام جواد علیه‏السلام نامه‏هایی به بعضی از افراد و شهرها فرستاده که می‏توان به نامه امام به ابراهیم‏بن‏محمد همدانی و مردم شهر همدان اشاره کرد. امام جواد علیه‏السلام در پاسخ نامه ابراهیم بن محمد همدانی که سِمَت وکالت حضرت را برعهده داشت، نوشت: «وجوه ارسالی رسید، خدا از تو قبول فرموده و از شیعیان ما راضی باشد و آنان را در دنیا و آخرت در کنار ما قرار دهد». امام در ادامه این نامه می‏نویسد: «سفارش شما را به نضر بن محمد همدانی کرده و موقعیت تو را در نزد خود به اطلاع او رساندم. به دوستان خود در همدان نامه‏ای نوشته و به آنان تاکید کرده‏ام که از تو پیروی کنند؛ زیرا من، جز تو وکیلی در آن ناحیه ندارم». مقام علمی مأمون خلیفه عباسی مقام و منزلت امام جواد علیه‏السلام را می‏شناخت و به حقانیت حضرت آگاهی داشت. او می‏دانست که امامان معصوم علیهم‏السلام ، رشته محکم الهی و حجت خدا بر مردم هستند و به فضل، دانایی، پارسایی و کرامت آنان آگاه بود. با این حال، برای خاموش کردن نور الهی و نابود کردن آثار و نشانه‏های آن از هیچ کوششی دریغ نمی‏ورزید. مأمون وقتی کمی سن امام جواد علیه‏السلام رامشاهده نمود، دست به تجربه‏ای کوچک زد. عباسیان نیز او را برای کوبیدن شخصیت حضرت تحریک می‏کردند. مأمون دستور داد تمام عالمان و بزرگان شهر با امام جواد علیه‏السلام مناظره کنند. البته امام علیه‏السلام هم با پاسخ‏های علمی و منطقی، آنان را قانع ساخت و نقشه شوم مأمون را نقش بر آب کرد. امام جواد علیه‏السلام در دوران حیات کوتاه خود، مناظره‏های زیادی با بزرگان و عالمان شهرهای مختلف انجام داد و در تمام آن جلسات، پیروزمندانه از مناظره بیرون رفت. امام از زبان خود پس از شهادت جانسوز امام رضا علیه‏السلام در شهر طوس، امام جواد علیه‏السلام در شهر مدینه در مسجد پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله حاضر شد و برای مردم سخنرانی کرد. در آن هنگام، امام جواد علیه‏السلام در سنین کودکی بود. ایشان در ابتدای سخنرانی بعد از حمد و ستایش خداوند متعال به معرفی خود پرداخت و فرمود: «من محمد بن علی الرضا هستم. من به انساب و نسل‏های مردم در صلب پدرانشان آگاهم. من به ظاهر و باطن شما و به مسیری که در پیش دارید واقفم و بهتر از خود شما می‏دانم. علمی که خداوند به من عنایت کرده، مربوط به قبل از خلقت همه خلایق است و این علم، بعد از نابودی آسمان‏ها و زمین نیز باقی خواهد ماند. اگر اهل باطل و دولتمردان گمراه و اهل شک و تردید گرفتار سرکشی و حیرت نمی‏شدند، سخنانی بیان می‏کردم که اولین و آخرین شما را به شگفتی بکشاند». امام جواد علیه‏السلام در دوران حیات کوتاه خود، مناظره‏های زیادی با بزرگان و عالمان شهرهای مختلف انجام داد و در تمام آن جلسات، پیروزمندانه از مناظره بیرون رفت. پدر به فدایت محمد بن عیسی بن زیاد می‏گوید: هنگامی که امام رضا علیه‏السلام در طوس بود، در دفتر کار ابوعباده نشسته بودم. او و دو خدمتکارش، از روی نامه‏ای رونوشت می‏کردند. حس کنجکاوی مرا تحریک کرد و از کارشان پرسیدم. ابوعباده اندکی خاموش شد و گفت: از نامه ابوالحسن علی‏بن موسی الرضا علیه‏السلام رونوشتی برمی‏داریم. با اشتیاق پرسیدم: امام نامه را به چه کسی نوشته است؟. گفت به فرزندش ابوجعفر محمد الجواد علیه‏السلام . از ایشان تقاضا کردم تا اجازه دهند نامه حضرت را زیارت کنم. امام در نامه کوتاهی به فرزندش امام جواد علیه‏السلام چنین نوشته بود: «به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند تو را زنده بدارد و از شر دشمنان محافظت نماید. پسرم! پدرت به فدای تو باد. من در حیات خود ثروت و دارایی‏ام را در اختیار تو گذاشته‏ام تا به وسیله آن، اقوام و بستگان خود را از فقر برهانی و اقوام جدت موسی بن جعفر علیه‏السلام را خشنود سازی». تجلیل پدر امام رضا علیه‏السلام پدر بزرگوار امام جواد علیه‏السلام به فرزند عزیزش افتخار می‏کرد و همواره او را مورد لطف و عنایت خود قرار می‏داد. حضرت، از امام جواد علیه‏السلام با احترام فراوان یاد می‏کرد و به شایستگی تجلیل می‏نمود. هر گاه امام به فرزندش نامه می‏نوشت می‏فرمود: من به ابوجعفر نامه نوشتم، و هر زمانی که از امام جواد علیه‏السلام به امام رضا علیه‏السلام در شهر طوس نامه‏ای می‏رسید، دوستان و شیعیان را از این امر با خبر می‏کرد و می‏فرمود: ابوجعفر برایم نامه‏ای نوشته است. امام رضا علیه‏السلام برای بزرگداشت و احترام وی، همواره از کنیه امام جواد علیه‏السلام استفاده می‏نمود که نشان احترام به آن حضرت است. مسافر امام جواد علیه‏السلام درشهر مقدس مدینه منزل گزیده بود و از آن‏جا امت اسلامی را رهبری می‏کرد. آن حضرت بارها به شهرهای مختلف اسلامی مسافرت کرد. البته بیشتر مسافرت‏های امام، به شهر مقدس مکه بود که برای انجام مناسک حج صورت می‏گرفت. در یکی از مسافرت‏ها، ایشان به همراه پدر بزرگوار خود به زیارت خانه خدا مشرف شد. پس از شهادت امام رضا علیه‏السلام ، نخستین مسافرت اجباری حضرت، به دستور مأمون خلیفه عباسی به شهر بغداد بود که بعد از مدتی اقامت در آن‏جا، دوباره به مدینه بازگشت. امام جواد علیه‏السلام برای بار دوم از سوی معتصم عباسی به بغداد فراخوانده شد. ایشان در سال ۲۲۰ق وارد بغداد شد و تا آخرین لحظات عمر شریفش و به مدت یازده ماه در آن‏جا اقامت داشت. به نام خداوند بخشنده و مهربان. خداوند تو را زنده بدارد و از شر دشمنان محافظت نماید. پسرم! پدرت به فدای تو باد. من در حیات خود ثروت و دارایی‏ام را در اختیار تو گذاشته‏ام تا به وسیله آن، اقوام و بستگان خود را از فقر برهانی و اقوام جدت موسی بن جعفر علیه‏السلام را خشنود سازی». سرزمین عشق با ورود امام رضا علیه‏السلام به خاک ایران و ارتباط مردم مسلمان با حضرت، ایران به کانون بزرگ عشق و ارادت و محبت به اهل‏بیت پیامبر تبدیل شد. شهرهای مذهبی قم و ری از مراکز مهم شیعه شمرده می‏شد که در دوران امام جواد علیه‏السلام نیز، شیعیان این دیار با حضرت در ارتباط بودند. احمد بن محمد بن عیسی که از وی به عنوان شیخ‏القمیین یاد شده، از یاران امام جواد علیه‏السلام بود که محضر نورانی امام عسکری علیه‏السلام را نیز درک کرده است. شیعیان ایران افزون بر ارتباط از راه وکلای حضرت، در ایام حج در مدینه با امام دیدار می‏کردند و خمس اموال خود را به خدمت امام می‏فرستادند. حضرت جواد علیه‏السلام دربیشتر شهرهای ایران وکیل و نماینده داشت. بدرقه مأمون عباسی بسیار مایل بود امام جواد علیه‏السلام در شهر بغداد بماند تا بدین وسیله، حضرت و شیعیانش تحت نظر باشند و او نیز به نظام سلطه وظالم خود مشروعیت بخشد. ولی امام جواد علیه‏السلام نان جوین و نمک خشن را در حرم حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم ، از امکانات و زندگی اشرافی بهتر می‏دانست. بدین دلیل، امام آماده بازگشت به مدینه شد. وقتی آن حضرت می‏خواست بغداد را ترک کند، گروهی از مردم آن شهر، حضرت را تا دروازه کوفه بدرقه شکوهمندی کردند و سپس امام علیه‏السلام ، آن‏جا را به مقصد مدینه ترک کرد.

منبع: تبیان

پی نوشت:عیدتون مبارک

بیانیه جدید میرحسین موسوی در واکنش به اعلام نتیجه شورای نگهبان

۱۳۸۸ ۱۰ تیر

۰ نظر

به نقل از سایت قلم ستاد میرحسین موسوی !

بیانیه جدید میرحسین موسوی :

بیانیه شماره ۹ مهندس میرحسین موسوی در مورد اعلام تایید نتایج انتخابات ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان  صادر شد.

بسم الله الرحمن الرحیم
هموطنان عزیز
همان‌گونه که انتظار می‌رفت شورای نگهبان، پس از نمایش‌هایی که توجه هیچ‌کس را جلب نکرد، و با چشم بستن بر روی انبوه تقلب‌ها و تخلف‌های صورت گرفته، سرانجام نتایج دهمین دورة انتخابات ریاست جمهوری را تایید کرد. جشنواره‌ای که تجدید حیات ملت ما را مژده می‌داد با تقلب و تخلف از عهدهای اسلام و انقلاب با ناگوارترین صحنه‌ها به پایان رسید؛ با حمله به خوابگاه دانشجویان، با خون‌های ریخته شده، جوانان کتک خورده و مورد اهانت قرار گرفته، صدا و سیمای از انظار جامعه افتاده، قلم‌های شکسته، روزنامه‌های بسته، با فضای امنیتی کودتاگونه و بی‌اعتمادی تلخ و گستردة مردم نسبت به نتایج اعلام شده برای انتخابات و دولت ناشی از آن. به زودی گرمای حادثه فرو می‌نشیند و دست‌اندرکاران  این ماجرا با صورت‌حساب بلندبالای اشتباهات خود روبرو می‌شوند. آیا آنان از تحمیل آنچه روی داد سود بردند؟

از این پس ما دولتی خواهیم داشت که از نظر ارتباط با ملت در ناگوارترین شرایط به سر می‌برد و اکثریتی از جامعه، که اینجانب نیز یکی از آنان هستم، مشروعیت سیاسی آن را نمی‌پذیرد. دولتی با پشتوانه‌های ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بی‌تدبیری، قانون‌گریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیم‌گیری و تدوام سیاست‌های ویرانگر اقتصادی نداریم، و  بیم آن می‌رود که بر اثر ضعف‌های بی‌شمار ذاتی و عارضی‌اش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد. این چیزی نیست که ما از آن خرسند باشیم، بلکه از آن به شدت واهمه داریم.

خطر در پیش است. نظامی که به مدت سی‌سال به اعتماد مردم متکی بود نمی‌تواند یک شبه قوای امنیتی را جایگزین این نقطه اتکا کند. این اعتماد لطمات جدی دیده است؛ اگر انکار این واقعیت سودی می‌رساند،  ما نیز با منکران آن هم‌صدا می‌شدیم، از بس که خطر عظیم است. اگر آنچه انکارش می‌کنیم واقعا صحت ندارد، چرا به دیگران اجازه اجتماع نمی‌دهیم تا معلوم شود که چقدر اندکند.

باید باز گردیم، هنوز دیر نشده است. هنوز می‌توان اطمینان آسیب دیدة مردم را بازسازی کرد؛ امنیت نظام ما در گرو چنین کاری است.  فرزندان انقلاب را از زندان‌ها آزاد کنید. حبس آنان جز تغذیه غریزه فرافکنی در وجود خود شما فایده‌ای ندارد. مردم چگونه می‌توانند به حکومتی اعتماد کنند که دوستان و همکاران و فرزندانش را به صرف توهم در بند می‌کند؟ چیره کردن فضای امنیتی بر جامعه جز صدمه زدن به عواطف ملت نسبت به نظام اثری نمی‌گذارد. مطبوعات آزاد مجاری تنفسی یک جامعه سالمند؛ برای ترمیم اعتماد مردم این مجاری را مسدود نکنید.

باید به اسلام باز گردیم، اسلام ناب محمدی که تحجر را بر نمی‌تابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریت پاسخ‌های بکر و نو دارد. به اسلامی باز گردیم که ما را به امانت و راستی فرا خوانده است.

به صداقت بازگردیم. چگونه از مردم می‌خواهیم ایمان‌های مذهبی‌شان را سرمایه اعتماد به ما قرار دهند در حالی که صراحتا به آنان دروغ گفته می‌شود؟

به خرد بازگردیم. کشوری به عظمت ایران را، با آرمان‌هایی به بزرگی اهداف انقلاب اسلامی و با دشمنانی به آن سرسختی و کینه‌توزی که می‌شناسیم با دور ریختن سی سال تجربه مدیریتی و انکار ضرورت برنامه‌ریزی و تصمیمات خلق‌الساعه فردی اداره نمی‌‌توان کرد.

به قانون بازگردیم؛ به قانون اساسی، این بزرگترین میثاق ملت. به قوانینی که خود وضع کرده‌ایم پایبند بمانیم و آنها را اجرا کنیم. بدون این کار سنگ روی سنگ بند نخواهد ماند.

مردم به حکومتی اعتماد می‌کنند که آنان را محرم بداند. چرا باید مهم‌ترین مسائل مملکت از مردم پنهان باشد؟ محرم دانستن ملت و شفافیت اطلاعات اولین قدم در راه مبارزه با فساد است، حال آن که مردم ما حتی به اندازه خواندن خبرهای چند روزنامه محرم دانسته نمی‌شوند.

به مردم بازگردیم. چرا هر گره سهلی را با دندان‌های امنیتی باز می‌کنیم؟ چرا به کوچکترین بهانه،‌ هرکسی را از دایره خود‌ی‌های‌مان دور می‌کنیم؟ این یکی بیش از اندازه جوان است، آن یکی بیش‌ از اندازه هنرمند است، آن یکی روشنفکر است، این یکی با ما اختلاف سلیقه دارد، آن یکی دانشجوست، این یکی از کار ما ایراد می‌گیرد، آن یکی به گروه ما تعلق ندارد، این یکی قدش بلند است، آن یکی خیلی شیک‌پوش است. آن‌قدر از دور خود می‌رانیم تا این که تنها می‌مانیم. این شیوه انقلاب اسلامی نیست، و شیوه اسلامی نیست که آغوشش را به روی همه باز می‌کند و به صرف شهادت زبانی، انسان‌ها را در دایرۀ خود می‌آورد.

چرا باید پس از یک انتخابات سرنوشت‌ساز در معرض چنین خطراتی باشیم، حال آن که انقلاب و نظام ما در آستانة تحصیل بزرگترین دستاوردها بود؟

مردم!

ما راهی دور و در نگاه نخست غیرقابل عبور را در چند ماه کوتاه پشت سر گذاشته بودیم. ما با هم این فاصله را آمدیم؛ از فضایی که به گرد دروغ و تردید و به غبار رمیدن‌های گروهی، طبقاتی، خانوادگی و بین‌نسلی آلوده شده بود، از دورانی که نطفه نا‌امیدی شروع به رشد کرده بود، زمانی که فاصله مردم از نظامشان روز  به روز بیشتر می‌شد، تا با هم مقدمات انتخابات را به جریانی طولانی از یک تجدید حیات ملی تبدیل کنیم؛ فضایی پر از آشتی، شادی، آگاهی و نشاط، عرصه‌ای که در آن دوستداران نامزدها در حالی که خنده از لبانشان رخت بر نمی‌بست می‌توانستند با یکدیگر به بحث درباره آینده بنشینند و آن آزادی فرزانه که انقلاب ما وعده‌اش را داده بود تجربه کنند. فضایی که در آن کسی خود را شهروند درجه دوم و غیرخودی  با انقلاب و نظام اسلامی نبیند، و کرد و لر و عرب و بلوچ و ترک و هر قوم دیگر و پیر و جوان و میانسال و هر قشر دیگر و هر صنف دیگر و هر سلیقۀ دیگر که تا چند ماه پیش خود را بیگانة با سرنوشت کشور می‌دید همچون عهد نخست جمهوری اسلامی، خویشتن را از نو در دایره صاحبان انقلاب بیابد.

ما با هم آمدیم تا با تجسس در احوال شخصی مردم مخالفت کنیم و از نفرت‌پراکنی و پرونده‌سازی بیزاری بجوییم. با هم آمدیم تا حاکمیت عقل و عشق را توامان داشته باشیم. همۀ ما به چهرۀ رحمانی اسلام رو کردیم و در این رویکرد میراث تمدنی ایران عزیز و بزرگ را تجدید شده دیدیم، تا آنجا که در مساجد شعار ایران، ایران! را با طنینی که هنوز در تکبیرهای شبانۀ شما شنیده می‌شود سر دادیم و کسی احساس نکرد که ایران جدای از انقلاب و یا جدای از اسلام است، بلکه اسلام و ایران و انقلاب از تحجر و کهنگی و تعصب و خارجی‌گری جداست. اسلامی که در ورای تمایزات عقیدتی و طبقاتی و قومی و جنسیتی کرامت انسان‌ها را ارج می‌نهد و اصل می‌داند. اسلامی که شوینده هر نوع نابرابری در مقابل قانون و پرچمدار تکریم حقوق شهروندی است.

مردم!

علیرغم آنچه روی داد، ما در این چند ماه آرزوهای بلند و کوشش‌های خالصانۀ خود را نباختیم. ما در این میانه مستوره‌ای از تحقق آرمان‌هایمان را یافتیم و دیدیم که آنچه به‌ دنبال آنیم چقدر خواستنی است و چه نسبت نزدیکی با حقیقت اسلام و انقلاب و هویت ملی ما دارد. این دستاوردی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را از ما بستاند. ما با هم سرمایه‌ای اندوخته‌ایم که پشتوانه و بستر حرکت‌های آتی ما و فرزندانمان خواهد بود و این خط سبز جوشیده از فطرت‌های مردم و واقعیت‌های تاریخی کشور و انقلاب  همچنان در طول سال‌ها  ادامه خواهد یافت تا به مقصد نهایی خود برسد. ما برای حفظ این دستاورد بزرگ همچنان ایستادگی خواهیم کرد.

تمامی تلاش‌هایی که این روزها در مخالفت با شما صورت می‌گیرد برای آن است که از ثمربخش بودن اعتراضات قانونی خود ناامید شوید، زیرا تا ما ناامید نشویم این دولت از اعتبار واقعی برخوردار نخواهد شد. امید به آینده رساترین اعتراض ماست.  به سابقه دیرینه این سرزمین نگاه کنید. در زندگانی ما مردم که از کهن‌ترین تمدن‌ها زاده شده‌ایم، فراز کنونی جزئی از یک تاریخ طولانی است. ما در جاده‌ای به درازای تاریخ همه بشریت قدم می‌زنیم. در این جاده چه بسیار ملت‌ها که منقرض شدند و جز داستانی از آنان باقی نماند. آن چیزی که ملت ما را به خلاف آنان و علیرغم سخت‌ترین رویدادها زنده نگه داشت امید بود، زیرا آفت این راهپیمایی هزاران ساله ناامیدی است. مردم ما می‌توانستند با بدبینی و ناامیدی حوادثی شبیه به آنچه را که در جریان انتخابات گذشته با آن روبرو شدیم پیش‌بینی کنند و به صحنه نیایند. آیا آنان اشتباه کردند که به این پیش‌بینی‌ها اعتنا نکردند؟ نه! آنان به مقتضای روح امیدی که هسته درونی هویت ملی ما را شکل داده و ما را در طول هزاره‌ها زنده نگه‌ داشته است چنین کردند. به‌ویژه با جوانان می‌گویم که اگر می‌خواهید ایرانی باقی بمانید از شعله امید در سینه‌های خود محافظت کنید، زیرا امید بذر هویت ماست؛ بذری که با نخستین باران شروع به روییدن می‌کند و جان هرکسی را که هنوز ایرانی باقیمانده است، در هر کجای جهان که بیتوته کرده باشد به اهتزاز در می‌آورد، تا از نو خود را در سرنوشت این خاک شریک بداند.

امیدی که هویت ما را شکل داده است معطوف به چه چیز است؟ قطعا معطوف به امور غیر واقعی و خرافه‌های واهی نیست، و الا نمی‌توانست ملتی را برای هزاران سال زنده نگه دارد. بلکه این امید معطوف به لطف و فضل الهی است. اگر علاقه به این هویت تاریخی کمترین فاصله‌ای با اسلام ندارد، به این خاطر است.  ما آمده بودیم این علاقه را احیا کنیم. از این هویت خود فاصله نگیریم. شما وظیفه خویش را به درستی انجام داده‌اید و غیر ممکن است که لطف خداوند مردمی را که با نیت‌های پاک ادای وظیفه می‌کنند تنها بگذارد.

امید به صرف گفتن و شنیدن شکل نمی‌گیرد و تنها زمانی در ما تحکیم می‌شود که دستانمان در جهت آرزوهایی که داشتیم در کار باشد. دستانمان را به سوی یکدیگر دراز کنیم و خانه‌هایمان را قبله قرار دهیم. واجعلوا بیوتکم قبله. به خودتان و دوستان همفکرتان برگردید و این بار هر شهروند محوری باشد برای یک فعالیت مفید سیاسی،‌ اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و منتظرتشویق و کمک دولتی که وجاهت خود را از دست داده است نباشد.

مسئولیت تاریخی ماست که به اعتراض خود ادامه دهیم و از تلاش برای استیفای حقوق مردم دست بر نداریم. مسئولیت دینی ماست که نگذاریم انقلاب و نظام به آنچه اسلام نمی‌پسندد استحاله بیابد. مسئولیت انقلابی ماست که اجازه ندهیم حاصل خون صدها هزار شهید به یک دولت امنیتی تنزل پیدا کند و مستهلک شود. لیکن برای آن که این اعتراض به نتیجه‌ای دلخواه برسد باید چند اصل مهم را رعایت کنیم:

- نظام و انقلاب اسلامی میراث و میوه مبارزات تاریخی دویست‌ ساله شما با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی‌است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه‌ اصیلش به اجرا درآید تمامی خواسته‌های ما را در بر می‌گیرد. مبادا کسی فریب شعارهای ساختارشکنانه را بخورد. اینجانب قویا با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیت‌های ارزشمند تحقق نایافته‌ای است که باید با فعالیت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها به صورت مطالبه‌ای ملی درآید.

به یاد آوریم که ملت ما در انقلاب اسلامی به دلیل عدم انعطاف در قبال خواسته‌های به حقش، که از زبان امام راحل بیان می‌شد، مجبور به ساختارشکنی گردید.  به همه نهادهای تصمیم‌گیر در نظام توصیه می‌کنم که چون شورای نگهبان عمل نکنند و مجاری  را برای اصلاح اشتباهات باز بگذارند، زیرا که بسته شدن این راه، تهدید ساختارشکنی را به عنوان تنها بدیل مطرح خواهد کرد، و این بدیلی است که همة ما هزینه سنگین آن را می‌دانیم و قاطعانه با آن مخالفیم. همچنین تاکید می‌کنم که تعلل در محقق ساختن آرمان‌هایی چون قانون‌گرایی، عدالت، آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود، و به ویژه اصول معطل مانده قانون اساسی مشروعیت‌سوز است.

- اسلام آن پوستین وارونه‌ای نیست که برخی مخالفان شما پوشیده‌اند. شیوه آنها این است که هر چیز مقدس و مبارکی را به نفع سلیقه خود مصادره کنند، تا جایی که حتی اگر بتوانند شال سبز شما را هم می‌ستانند. اسلام راستین نسبتی با ظاهرسازی‌ها و کج‌اندیشی‌های آنان ندارد، بلکه مکتبی رهائی‌بخش است که اگر به حقیقت و نورانیت آن برسیم دوای تمامی دردهای شخصی و اجتماعی ماست.

- ماجرای ما، هر چقدر تلخ، یک اختلاف خانوادگی است که اگر خامی کنیم و بیگانگان را در آن دخالت دهیم به زودی پشیمان خواهیم شد.

- در اعتراض و حرکت اصلاحی و اصولی ما هیچ‌کس نباید صدمه ببیند. ما زمانی در تلاش خود موفق خواهیم بود که ابتکارهای ما برای احقاق حقوقمان تا آن حد اندیشیده شده، کارآمد و در چارچوب قانون باشد که حتی کودکان خردسال و زنان باردار بتوانند در آن شرکت کنند.

- ما در برهه‌ای و گریوه‌ای از تاریخ کشور خود قرار داریم که راه‌حل بسیاری از مشکلات‌ ما قانون است. درست است! قانون همیشه بی‌عیب نیست. درست است! قانون عرفی قراردادی اجتماعی است و به مانند هر عهد و پیمانی که انسان‌ها با هم می‌بندند رعایت آن تنها تا زمانی الزامی است که طرف مقابل نیز به آن پایبند باشد. درست است! مخالف شما قانون‌ اساسی را زیر پا می‌گذارد، به خلاف نص این میثاق ملی  شما را از حق برگزاری اجتماعات محروم می‌کند، بلکه حتی اگر به نشانه اعتراض پارچه‌ای سبز به دستتان ببندید به رغم اصول متعدد قانون اساسی و قوانین بی‌شمار عادی، خود آن کسی که مسئول حفظ امنیت است شما را مورد ضرب و شتم قرار می‌دهد. درست است!  متقلبان و دروغگویان تنها به نیت تحمیل منویاتشان در پشت نام قانون سنگر گرفته‌اند. لیکن تلاشی که ما وارد آن شده‌ایم یک مشاجره و تلافی‌جویی نیست. ما را عصبانیت یا جاه‌طلبی یا خودپسندی برنیانگیخته است، بلکه حرکت ما اقدامی برای اصلاح و تامین بهروزی کشور است. برای رسیدن به چنین هدفی جا دارد که ما حتی به جسد قانون احترام بگذاریم، زیرا می‌دانیم که در فردای نزدیک، زمانی که کوشش‌مان به ثمر می‌رسد، نخستین اصلی که باید آن را نهادینه کنیم پایبندی به قانون است.  این شالوده‌ای است که امروز صبورانه می‌ریزیم تا بر رویش بنای رفیع فردایمان را استوار کنیم.

- سرانجام وحدت. همه شما را به برادری دعوت می‌کنم. پیروزی ما در گرو معاضدت و پیوند با یکدیگر است، و در این یکدیگر تمایزی میان ما و مردمی که به دیگران رای داده‌اند نیست. حتی آنانی که اینک رو در روی ما به خشونت متوسل می‌شوند در اخوت ما شریکند، زیرا ما به دنبال آینده‌ای هستیم که در آن همان کسی که خواهر و برادرمان را در خیابان‌ها کتک زده است، سعادتمندتر، معنوی‌تر، سالم‌تر و زیباتر از امروز زندگی کند.  رنگ سبزی که ما به عنوان نماد خود انتخاب کرده‌ایم یک معنایش هم این است؛ رنگ سبزی که ما را به اهل‌بیت نور، اهل بیت راستی، اهل‌بیت خرد، اهل بیت کرامت و فضیلت پیوند می‌دهد.

شاید بگویید که با این همه قید و بند دیگر فرجه‌ای برای بیان اعتراض باقی نمانده است. این گمان خامی است که مخالفان سطحی‌اندیش و افراطی شما در سر دارند. الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. کسانی که در راه خدا می‌کوشند خداوند آنان را به راه‌های خود هدایت می‌کند. به عنوان نمونه‌هایی از این هدایت به یاد آورید که خداوند چگونه آرامش را بر اجتماعات بی‌کرانة‌تان مستولی می‌کرد و یا در خلال آنها ظرفیت‌های ذهنی مردم به چه شعارهای نغزی رهنمون می‌شد. همان خلاقیت همچنان قادر است که با توجه به تمامی این اصول راه‌کارهایی بکر و موثر پیش‌پای ما قرار دهد، میدان‌های گسترده‌ای برای  عمل در مقابل‌ ما بگشاید و تجربیات جدیدی برای آزادیخواهان جهان اندوخته کند.

در ابتدا هدف همه ما از شرکت در انتخابات آن بود که عقلانیت دینی به فضای مدیریت کشور بازگردد، لیکن در میانه مسیر به اهدافی بسیار بلندتر هدایت شدیم. ما در این بین می‌خواستیم ارکان ذیربط نظام به یاد آورند که در ورای تمامی آنان و ما فوقشان میزانی به نام رای و عزم مردم وجود دارد که آنها نه حق دارند و نه می‌توانند آن را نادیده بگیرند. امروز خواست عمومی برای سازوکاری کارآمد جهت انتخابات که در آن اطمینان ملی حاصل شود و دروغ، تقلب و تزویر جایی نداشته باشد، به یک مطالبه انکار ناپذیر مردمی تبدیل شده است. در هر قدمی در آینده تجربه تلخ و مشروعیت‌‌زدای جریانات اخیر باید پیشاروی ملت باشد و نباید هیچ فرصتی برای روشن‌تر شدن ابعاد این دروغ و تقلب بزرگ و پی‌آمدهای تلخ آن از دست برود.

در ایامی که گذشت شخصیت‌ها و گروه‌هایی به سراغ اینجانب آمدند و خواستار گذشت من از آنچه گذشت شدند. شاید توجه نمی‌شد که اینجانب از همان ابتدا از حق شخصی خود گذشته بودم، اما  مسئلة انتخابات مسئلة شخصی من نبود و نیست. من نمی توانم بر سر حقوق و آرای پایمال شدة مردم معامله یا مصالحه کنم. مسئله جمهوریت و حتی اسلامیت نظام ماست. اگر در این نقطه ایستادگی نکنیم، دیگر تضمینی نداریم که در آینده با حوادث تلخی نظیر آنچه در انتخابات کنونی گذشت روبرو نباشیم.

گرو‌هی از نخبگان بر سر آنند که گرد هم آیند و  با تشکیل جمعیتی قانونی صیانت از حقوق و آرای پایمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طریق انتشار مدارک و اسناد تقلب‌ها و تخلف‌های انجام گرفته و نیز رجوع به محاکم قضایی پیگیری کنند و نتایج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند. اینجانب نیز به این جمع می‌پیوندم. این گروه اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی را در دستور کار خود خواهد داشت و علاوه بر آن در این مرحله مطالبات زیر را دنبال خواهد کرد:

- توقف برخوردهای امنیتی، فوق امنیتی و نظامی با مسائل انتخاباتی و بازگشت کشور به فضای طبیعی سیاسی

- اصلاح قانون انتخابات به نحوی که امکان تکرار تقلبات گسترده را از بین ببرد و بی‌طرفی نهادهای مجری و ناظر را تضمین کند

- رعایت اصل ۲۷ قانون اساسی در مورد آزادی تجمعات

- آزادی مطبوعات و رفع توقیف از آنها

- فعالیت مجدد سایت‌های خبری مستقل

- ممنوعیت مداخلات غیرقانونی دولت در فضای ارتباطی، نظیر اینترنت، پیام‌های کوتاه، و جلوگیری از  قطع ارتباطات تلفنی و شنود مکالمات مردم و هر گونه تجسس دیگر

- توقف برخوردهای یک‌جانبه، افترا، دروغ‌پردازی و اهانت در رسانه رسمی کشور

- برخورداری از کانال‌های مستقل تلویزیونی در خارج و داخل کشور

- صدور مجوز برای تشکیل جمعیت‌های سیاسی،‌ فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی

- آزادی همه دستگیرشدگان سیاسی، ابطال پرونده‌سازی‌های جعلی امنیتی و دخالت ندادن پرونده‌های جاری در برخورداری آنها از حقوق اجتماعی
در انتها به همه مردم شریف کشورمان، چه آنها که به اینجانب رای دادند و چه آنهایی که به اینجانب رای ندادند،  به ویژه  کسانی که در حوادث ناگوار هفته‌های اخیر صدمه دیدند درود می‌فرستم. همچنین مقام  شهیدانی را که به جرم حق‌خواهی و آزادی‌طلبی در خون خود غلطیدند ارج می‌نهم و از خداوند بزرگ برای  خانواده‌های عزیز آنان طلب صبر و اجر دارم.

اتحادیه اروپا صلاحیت هرگونه مذاکره با ایران را از دست داده است

۱۳۸۸ ۱۰ تیر

۰ نظر

http://media.farsnews.com/Media/8406/Images/jpg/A0127/A0127084.jpg

نقل از معاونت فرهنگی و تبلیغات دفاعی ستاد کل نیروهای مسلح، سردار سرلشکر سید حسن فیروز‌آبادی در نشست راهبردی نیروهای مسلح، اتحادیه اروپا را یک پیمان سیاسی – اقتصادی شکست خورده دانست و گفت: این اتحادیه در انتخابات اروپایی با رای عدم اعتماد مردم اروپا مواجه شده است که آخرین نمونه آن رای ۱۵درصدی مردم ایتالیا بود، به گونه‌ای که بر اثر عدم مشارکت مردم، انتخابات آن باطل اعلام شد، بنابراین اعضای اتحادیه اروپا در ۱+۵ اعتبار خود را از دست داده‌اند.
فیروزآبادی با اشاره به دخالت‌های مضحک این اتحادیه در انتخابات بی‌نظیر و باشکوه ریاست جمهوری در ایران، اظهار داشت: از آنجا که در اثر دخالت‌های این گروه و به ویژه آن که دشمنی آنان به ملت ایران آشکار شده است و مسئول سیاسی بخش سیاست خارجی این اتحادیه نیز که در گذشته هیچگاه موضع ثابتی نداشت و مورد حمایت کشورهای عضو نبود، اکنون که در چهره حامی آشوب‌گران در ایران ظاهر شده است، به کلی صلاحیت هرگونه مذاکره با ایران را از دست داده است.
عضو شورای عالی امنیت ملی کشور خاطر نشان کرد: به اعتقاد ما، آنها قبل از آنکه درباره اشتباهات فاحش عذرخواهی کنند

!!! فایر فاکس ۳/۵ هم آمد

۱۳۸۸ ۱۰ تیر

۰ نظر

سرانجام هماهنگونه که پیشبینی شده بود  بنیاد موزیلا نسخه نهایی مرورگر محبوب فایرفاکس ۳/۵ را جهت دانلود در وب سایت رسمی خود قرار داد.

فایرفاکس ۳/۵ مهمترین نسخه ای است که توسط موزیلا از یک سال پیش تا کنون منتشر می شود. در این نسخه جدید، از موتور سریعتری استفاده شده است، پایداریی آن افزایش یافته است و موتور جاوا اسکریپت آن نیز ارتقاء داده شده است.

همچنین فایرفاکس ۳/۵ به صورت گسترده ای از المنت های HTML 5 پشتیبانی به عمل خواهد آورد. بدین ترتیب دسترسی به اطلاعات به صورت آفلاین آسانتر خواهد گشت، نمایش تصاویر گرافیکی بهبود خواهد یافت و امکان مشاهده صوت و تصویر بدون نصب افزونه محیا می شود.

یک تغییر دیگر در فایرفاکس ۳/۵، لوگوی آن است که در همین مطلب مشاهده می کنید.

بنیاد موزیلا به عنوان پشتیبان فایرفاکس ۳/۵، در ۳۵ روز گذشته ۳۵ قابلیت مهم این نسخه جدید را در وب سایت خود معرفی کرده بود. همچنین ابزارهای جدیدی برای توسعه دهندگان و برنامه نویسان معرفی شده است.

همچنین با وجود آنکه نسخه فعلی فایرفاکس، عدد ۳/۱ می باشد، در اطلاعیه ای اعلام شد که شماره فایرفاکس جدید به دلیل تغییرات گسترده و بنیادی ۳/۲ نخواهد بود بلکه ۳/۵ می باشد.

فایرفاکس ۳/۵ دارای چه امکانات جدیدی است ؟

- افزوده شدن قابلیت جدید مرور صفحات وب به صورت محرمانه (Private Browsing)، بروز رسانی قابلیت پاک سازی صفحات بازدید شده (Clear Recent History) تا بدین صورت به بهترین نحو تمامی اطلاعات شما به صورت محرمانه و دور از دسترس دیگران باقی بمانند.

- موتور TraceMonkey در فایرفاکس جدید بروز رسانی شده است تا کدهای جاوا با سرعت بیشتری فراخوانی شوند.

- امکان مرور موقعیت های جغرافیایی با استفاده از گزینه جدید Location Aware که اطلاعات خود را از نقشه های استاندارد دریافت می کند.

- استفاده از موتور نمایش Gecko به منظور بارگذاری سریعتر محتوای صفحات وب

- پشتیبانی از المنت های جدید HTML 5 که شما را قادر می سازد بدون نیاز به افزونه فایل های صوتی و تصویری در مروگر خود مشاهده نمایید.

دانلود فایر فاکس ۳/۵

تبیین رهبری از نقش خواص و عوام در برهه‌های حساس تاریخی

۱۳۸۸ ۱۰ تیر

۰ نظر

به گزارش خبرگزاری فارس، متن بیانات رهبر معظم انقلاب که در تاریخ (۲۰/۳/۱۳۷۵) در جمع فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) بیان فرموده‌اند به شرح زیر است:

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم

[اللّهمِ‌ّ] سدِّد السِنتنا بِالصَّوابِ وَالحِکمَةِ

ابعاد جهاد با دشمن

یکی از نکات برجسته در فرهنگ اسلامی، که مصداقهای بارزش، بیشتر در تاریخ صدر اسلام و کمتر در طول زمان دیده می‌شود، «فرهنگ رزمندگی و جهاد» است. جهاد هم فقط به معنای حضور در میدان جنگ نیست؛ زیرا هر گونه تلاش در مقابله با دشمن، می‌تواند جهاد تلقّی شود. البته بعضی ممکن است کاری انجام دهند و زحمت هم بکشند و از آن، تعبیر به جهاد کنند. اما این تعبیر، درست نیست. چون یک شرط جهاد، این است که در مقابله با دشمن باشد. این مقابله، یک وقت در میدان جنگِ مسلّحانه است که «جهاد رزمی» نام دارد؛ یک وقت در میدان سیاست است که «جهاد سیاسی» نامیده می‌شود؛ یک وقت هم در میدان مسائل فرهنگی است که به «جهاد فرهنگی» تعبیر می‌شود و یک وقت در میدان سازندگی است که به آن «جهاد سازندگی» اطلاق می‌گردد. البته جهاد، با عنوانهای دیگر و در میدانهای دیگر هم هست. پس، شرط اوّلِ جهاد این است که در آن، تلاش و کوشش باشد و شرط دومش این‌که، در مقابل دشمن صورت گیرد.

آغاز مبارزه امام خمینی سبب اهمیت یافتن جهاد در دوران ما

این نکته در فرهنگ اسلامی، نکته‌ی برجسته‌ای است، که گفتیم نمونه‌هایی هم در میدانهای مختلف دارد. در روزگار ما هم، وقتی ندای مقابله با رژیم منحوس پهلوی از حلقوم امام رضوان اللَّه علیه و همکاران ایشان در سال ۱۳۴۱ بیرون آمد، جهاد شروع شد. پیش از امام هم، البته جهاد به صورت محدود و پراکنده وجود داشت که حائز اهمیت نبود. هنگامی که مبارزه‌ی امام شروع شد، جهاد اهمیت پیدا کرد تا این‌که به مرحله‌ی پیروزی خود، یعنی پیروزی انقلاب اسلامی رسید.

استمرار جهاد تا به امروز

بعد از آن هم، تا به امروز، در این کشور جهاد بوده است. چون ما دشمن داریم. چون دشمنان ما، از لحاظ نیروی مادّی، قوی هستند. چون اطراف و جوانب ما را، از همه جهت، دشمنان گرفته‌اند. آنها در دشمنی با ایران اسلامی، جدّی هستند و سرِ شوخی ندارند؛ چون می‌خواهند از هر راهی که شد ضربه بزنند. پس، در ایران اسلامی، هر کس به نحوی در مقابل دشمن – که از اطراف، تیرهای زهرآگین را به پیکر انقلاب و کشور اسلامی، نشانه رفته است – تلاشی بکند، جهاد فی سبیل اللَّه کرده است. بحمداللَّه، شعله‌ی جهاد بوده است و هست و خواهد بود.

البته یکی از جهادها هم «جهاد فکری» است. چون دشمن ممکن است ما را غافل کند، فکر ما را منحرف سازد و دچار خطا و اشتباهمان گرداند؛ هر کس که در راه روشنگری فکر مردم، تلاشی بکند، از انحرافی جلوگیری نماید و مانع سوءفهمی شود، از آن‌جا که در مقابله با دشمن است، تلاشش «جهاد» نامیده می‌شود. آن هم جهادی که شاید امروز، مهمّ محسوب می‌شود. پس، کشور ما امروز کانون جهاد است و از این جهت هیچ نگرانی‌ای هم نداریم. الحمدللَّه مسؤولین کشور خوبند. مسؤولین در بخشهای مختلف – مجلس، قوّه‌ی قضائیّه، نیروهای مسلّح، آحاد مردم – همه و همه در جهادند و مملکت، مملکتِ جهاد فی‌سبیل‌اللَّه است.

از این جهت، بنده که بیشترِ سنگینی بارم این است که نگاه کنم ببینم کجا شعله‌ی جهاد در حال فروکش کردن است و به کمک پروردگار نگذارم؛ ببینم کجا اشتباه کاری می‌شود، جلوش را بگیرم – مسؤولیت اصلی حقیر، همینهاست – از وجود جهاد در وضع کنونی کشور، نگران نیستم. این را شما بدانید!

نکته ی بلیغ، عبرت گرفتن از تاریخ

منتها، نکته‌ای بلیغ در قرآن است که ما را به فکر می‌اندازد. قرآن به ما می‌گوید: نگاه کنید و از گذشته‌ی تاریخ، درس بگیرید.(۶۸) حال ممکن است بعضی بنشینند و فلسفه‌بافی کنند که «گذشته، برای امروز نمی‌تواند سر مشق باشد.» شنیده‌ام که از این حرفها می‌زنند و البته، برف، انبار می‌کنند! به خیال خودشان، می‌خواهند با شیوه‌های فلسفی، مسائلی را مطرح کنند. کاری به کار آنها نداریم. قرآن‌که صادق مصدِّق است، ما را به عبرت گرفتن از تاریخ دعوت می‌کند. عبرت گرفتن از تاریخ، یعنی همین نگرانی‌ای که الان عرض کردم. چون در تاریخ چیزی هست که اگر بخواهیم از آن عبرت بگیریم، باید دغدغه داشته باشیم. این دغدغه، مربوط به آینده است. چرا و برای چه، دغدغه؟ مگرچه اتّفاقی افتاده است؟

رجوع به تاریخ صدر اسلام

اتّفاقی که افتاده است، در صدر اسلام است. من یک وقت عرض کردم: جا دارد ملت اسلام فکر کند که چرا پنجاه سال بعد از وفات پیغمبر، کار کشور اسلامی به جایی رسید که مردم مسلمان – از وزیرشان، امیرشان، سردارشان، عالمشان، قاضی‌شان، قاری‌شان و اجامر و اوباششان – در کوفه و کربلا جمع شدند و جگر گوشه‌ی پیغمبر را با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیدند؟!

خوب؛ انسان باید به فکر فرو رود، که «چرا چنین شد؟» این قضیه را بنده دو، سه سال پیش، در یکی دو سخنرانی، با عنوان «عبرتهای عاشورا» مطرح کردم. البته «درسهای عاشورا» مثل درس شجاعت و غیره جداست. از درسهای عاشورا مهمتر، عبرتهای عاشوراست. این را من قبلاً گفته‌ام. کار به جایی برسد که جلو چشم مردم، حرم پیغمبر را به کوچه و بازار بیاورند و به آنها تهمت «خارجی» بزنند!

«خارجی» معنایش این نیست که اینها از کشورِ خارج آمده‌اند. آن زمان، اصطلاح خارجی، به معنای امروز به کار نمی‌رفت. «خارجی» یعنی جزو خوارج. یعنی خروج

کننده. در اسلام، فرهنگی است معتنی به این‌که، اگر کسی علیه امام عادلْ خروج و قیام کند، مورد لعن خدا و رسول و مؤمنین و نیروهای مؤمنین قرار می‌گیرد. پس، «خارجی» یعنی کسی که علیه امامِ عادل خروج می‌کند. لذا، همه‌ی مردم مسلمان، آن روز از خارجیها، یعنی خروج‌کننده‌ها، بدشان می‌آمد.

در حدیث است که «من خرج علی امام عادل فدمه هدر»؛ کسی که در اسلام، علیه امام عادلْ خروج و قیام کند، خونش هدر است. اسلامی که این قدر به خونِ مردم اهمیت می‌دهد، در این‌جا، چنین برخوردی دارد. به هنگام قیام امام حسین علیه‌السّلام کسانی بودند که پسر پیغمبر، پسر فاطمه‌ی زهرا و پسر امیرالمؤمنین را علیهم‌السّلام را به عنوان خروج کننده بر امام عادل معرفی کردند! امام عادل کیست؟ یزید بن معاویه! آن عدّه، در معرفی امام حسین علیه‌السّلام به عنوان خروج کننده، موفّق شدند.

چرا امت اسلامی دچار غفلت شد؟

خوب؛ دستگاهِ حکومتِ ظالم، هر چه دلش می‌خواهد می‌گوید. مردم چرا باید باور کنند؟! مردم چرا ساکت بمانند؟! آنچه بنده را دچار دغدغه می‌کند، همین جای قضیه است. می‌گویم: چه شد که کار به این‌جا رسید؟! چه شد که امّت اسلامی که آن قدر نسبت به جزئیّات احکام اسلامی و آیات قرآنش دقّت داشت، در چنین قضیه‌ی واضحی، به این صورت دچار غفلت و سهل‌انگاری شد که ناگهان فاجعه‌ای به آن عظمت رخ داد؟! رخدادهایی چنین، انسان را نگران می‌کند. مگر ما از جامعه‌ی زمان پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهماالسّلام قرصتر و محکمتریم؟! چه کنیم که آن گونه نشود؟ خوب؛ به سؤالی که گفتیم «چه شد که چنین شد؟» کسی جواب جامعی نداده است. مسائلی عنوان شده است که البته کافی و وافی نیست. به همین دلیل، قصد دارم امروز کوتاه و مختصر، درباره‌ی اصل قضیه صحبت کنم. آن‌گاه سررشته‌ی مطلب را به دستِ ذهن شما می‌سپارم تا خودتان درباره‌ی آن فکر کنید. کسانی که اهل مطالعه و اندیشه‌اند، دنبال این قضیه تحقیق و مطالعه کنند و کسانی که اهل کار و عملند، دنبال این باشند که با چه تمهیداتی می‌توان جلو تکرار چنین قضایایی را گرفت اگر امروز من و شما جلو قضیه را نگیریم، ممکن است پنجاه سال دیگر، ده سال دیگر یا پنج سال دیگر، جامعه‌ی اسلامی ما کارش به جایی برسد که در زمان امام حسین علیه‌السّلام رسیده بود. مگر این‌که چشمان تیزی تا اعماق را ببیند؛ نگهبان امینی راه را نشان دهد؛ مردم صاحب فکری کار را هدایت کنند و اراده‌های محکمی پشتوانه‌ی این حرکت باشند. آن وقت، البته، خاکریزِ محکم و دژِ مستحکمی خواهد بود که کسی نخواهد توانست در آن نفوذ کند. و الاّ، اگر رها کردیم، باز همان وضعیت پیش می‌آید. آن‌وقت، این خونها، همه هدر خواهد رفت.

در آن عهد، کار به جایی رسید که نواده‌ی مقتولینِ جنگ بدر که به دست امیرالمؤمنین و حمزه و بقیه‌ی سرداران اسلام، به درک رفته بودند، تکیه بر جای پیغمبر زد، سرِ جگر گوشه‌ی همان پیغمبر را در مقابل خود نهاد و با چوبِ خیزران به لب و دندانش زد و گفت:

لیت اشیاخی ببدرٍ شهدوا

جزع الخزرج من وقع الاسل

یعنی: «کشته‌های ما در جنگ بدر، برخیزند و ببینند که با کشنده‌هایشان چه کار کردیم!» قضیه، این است. این‌جاست که قرآن می‌گوید: «عبرت بگیرید!» این‌جاست که می‌گوید: «قُلْ سِیرُوا فِی الْأرْضِ…» در سرزمین تاریخ سیر کنید و ببینید چه اتّفاقی افتاده است؛ آن‌گاه خودتان را برحذر دارید.

بنده، برای این‌که این معنا در فرهنگ کنونی کشور، ان‌شاءاللَّه به وسیله افراد صاحب رأی و نظر و فکر تبیین شود و دنبال گردد، نکاتی را به اختصار بیان می‌کنم:

خواص وعوام جوامع

ببینید عزیزان من! به جماعت بشری که نگاه کنید، در هر جامعه و شهر و کشوری، از یک دیدگاه، مردم به دو قسم تقسیم می‌شوند: یک قسمْ کسانی هستند که بر مبنای فکر خود، از روی فهمیدگی و آگاهی و تصمیم‌گیری کار می‌کنند. راهی را می‌شناسند و در آن راه – که به خوب و بدش کار نداریم – گام برمی‌دارند. یک قِسم اینهایند که اسمشان را «خواص» می‌گذاریم. قسم دیگر، کسانی هستند که نمی‌خواهند بدانند چه راهی درست و چه حرکتی صحیح است. در واقع نمی‌خواهند بفهمند، بسنجند، به تحلیل بپردازند و درک کنند. به تعبیری دیگر، تابع جَوّند. به چگونگی جوّ نگاه می‌کنند و دنبال آن جوّ به حرکت در می‌آیند. اسم این قسم از مردم را «عوام» می‌گذاریم. پس، جامعه را می‌شود به «خواص» و «عوام» تقسیم کرد. اکنون دقّت کنید تا نکته‌ای در باب «خواص» و «عوام» بگویم تا این دو با هم اشتباه نشوند:

«خواص» چه کسانی هستند؟

آیا قشر خاصّی هستند؟ جواب، منفی است. زیرا در بین «خواص»، کنار افراد با سواد، آدمهای بی‌سواد هم هستند. گاهی کسی بی‌سواد است؛ اما جزو خواص است. یعنی می‌فهمد چه کار می‌کند. از روی تصمیم‌گیری و تشخیص عمل می‌کند؛ ولو درس نخوانده، مدرسه نرفته، مدرک ندارد و لباس روحانی نپوشیده است. به‌هرحال، نسبت به قضایا از فهم برخوردار است.

در دوران پیش از پیروزی انقلاب، بنده در ایرانشهر تبعید بودم. در یکی از شهرهای همجوار، چند نفر آشنا داشتیم که یکی از آنها راننده بود، یکی شغل آزاد داشت و بالاخره، اهل فرهنگ و معرفت، به معنای خاص کلمه نبودند. به حسب ظاهر، به آنها «عامی» اطلاق می‌شد. با این حال جزو «خواص» بودند. آنها مرتّب برای دیدن ما به ایرانشهر می‌آمدند و از قضایای مذاکرات خود با روحانی شهرشان می‌گفتند. روحانی شهرشان هم آدم خوبی بود؛ منتها جزو «عوام»بود. ملاحظه می‌کنید! راننده‌ی کمپرسی جزو «خواص»، ولی روحانی و پیشنماز محترم جزو «عوام»! مثلاً آن روحانی می‌گفت: «چرا وقتی اسم پیغمبر می‌آید یک صلوات می‌فرستید، ولی اسم «آقا» که می‌آید، سه صلوات می‌فرستید؟!» نمی‌فهمید. راننده به او جواب می‌داد: «روزی که دیگر مبارزه‌ای نداشته باشیم؛ اسلام بر همه جا فائق شود؛ انقلاب پیروز شود؛ ما نه تنها سه صلوات، که یک صلوات هم نمی‌فرستیم! امروز این سه صلوات، مبارزه است!» راننده می‌فهمید، روحانی نمی‌فهمید!

این را مثال زدم تا بدانید «خواص» که می‌گوییم، معنایش صاحب لباسِ خاصی نیست. ممکن است مرد باشد، ممکن است زن باشد. ممکن است تحصیلکرده باشد، ممکن است تحصیل نکرده باشد. ممکن است ثروتمند باشد، ممکن است فقیر باشد. ممکن است انسانی باشد که در دستگاههای دولتی خدمت می‌کند، ممکن است جزو مخالفین دستگاههای دولتی طاغوت باشد.

«خواص» که می‌گوییم – از خوب و بدش – (خواص را هم باز تقسیم خواهیم کرد) یعنی کسانی که وقتی عملی انجام می‌دهند، موضعگیری‌ای می‌کنند و راهی انتخاب می‌کنند، از روی فکر و تحلیل است. می‌فهمند و تصمیم می‌گیرند و عمل می‌کنند. اینها خواصند. نقطه‌ی مقابلش هم عوام است. عوام یعنی کسانی که وقتی جوّ به سمتی می‌رود، آنها هم دنبالش می‌روند و تحلیلی ندارند. یک وقت مردم می‌گویند «زنده باد!» این هم نگاه می‌کند، می‌گوید «زنده باد!» یک وقت مردم می‌گویند «مرده باد!» نگاه می‌کند، می‌گوید «مرده باد!» یک وقت جوّ این طور است؛ این‌جا می‌آید. یک وقت جو آن طور است؛ آن‌جا می‌رود! یک وقت – فرض بفرمایید – حضرت «مسلم»وارد کوفه می‌شود. می‌گویند: «پسر عموی امام حسین علیه‌السّلام آمد. خاندان بنی‌هاشم آمدند. برویم. اینها می‌خواهند قیام کنند، می‌خواهند خروج کنند» و چه و چه. تحریک می‌شود، می‌رود دُور و بَرِ حضرت مسلم؛ می‌شوند هجده هزار بیعت کننده با مسلم! پنج، شش ساعت بعد، رؤسای قبایل به کوفه می‌آیند؛ به مردم می‌گویند: «چه کار می‌کنید؟! با چه کسی می‌جنگید؟! از چه کسی دفاع می‌کنید؟! پدرتان را در می‌آورند!» اینها دور و بر مسلم را خالی می‌کنند و به خانه‌هایشان بر می‌گردند. بعد که سربازان ابن زیاد دور خانه‌ی «طوعه» را می‌گیرند تا مسلم را دستگیر کنند، همینها از خانه‌هایشان بیرون می‌آیند و علیه مسلم می‌جنگند! هر چه می‌کنند، از روی فکر و تشخیص و تحلیل درست نیست. هر طور که جوّ ایجاب کرد، حرکت می‌کنند. اینها عوامند. بنابراین، در هر جامعه، خواصی داریم و عوامی. فعلاً «عوام» را بگذاریم کنار و سراغ «خواص» برویم.

«خواص»، طبعاً دو جبهه‌اند:

خواصِ جبهه‌ی حق و خواص جبهه‌ی باطل. عدّه‌ای اهل فکر و فرهنگ و معرفتند و برای جبهه‌ی حق کار می‌کنند. فهمیده‌اند حق با کدام جبهه است. حق را شناخته‌اند و براساس تشخیص خود، برای آن، کار و حرکت می‌کنند.اینها یک دسته‌اند. یک دسته هم نقطه‌ی مقابل حق و ضد حقّند. اگر باز به صدر اسلام برگردیم، باید این طور بگوییم که «عدّه‌ای اصحاب امیرالمؤمنین و امام حسین، علیهما السّلام هستند و طرفدار بنی‌هاشمند. عدّه‌ای دیگر هم اصحاب معاویه و طرفدار بنی‌امیّه‌اند.» بین طرفداران بنی‌امیّه هم، افراد با فکر، عاقل و زرنگ بودند. آنها هم جزو خواصند.

پس «خواصِ» یک جامعه، به دو گروهِ «خواصِ طرفدار حق» و «خواصِ طرفدار باطل» تقسیم می‌شوند.

شما از خواص طرفدار باطل چه توقّع دارید؟ بدیهی است توقّع این است که بنشینند علیه حق و علیه شما برنامه‌ریزی کنند. لذا باید با آنها بجنگید. با خواص طرفدار باطل باید جنگید. این‌که تردید ندارد.

همین‌طور که برای شما صحبت می‌کنم، پیش خودتان حساب کنید و ببینید کجایید؟ این‌که می‌گوییم سررشته‌ی مطلب، سپرده به دست ذهن؛ یعنی تاریخ را با قصّه اشتباه نکنیم. تاریخ یعنی شرح حال ما، در صحنه‌ای دیگر:

خوشتر آن باشد که وصف دلبران

گفته آید در حدیث دیگران

تاریخ یعنی من و شما؛ یعنی همینهایی که امروز این‌جا هستیم. پس، اگر ما شرحِ تاریخ را می‌گوییم، هر کداممان باید نگاه کنیم و ببینیم در کدام قسمتِ داستان قرار گرفته‌ایم. بعد ببینیم کسی که مثل ما در این قسمت قرار گرفته بود، آن روز چگونه عمل کرد که ضربه خورد؟ مواظب باشیم آن طور عمل نکنیم.

فرض کنید شما در کلاس آموزش تاکتیک، شرکت کرده‌اید. در آن‌جا مثلاً جبهه‌ی دشمن فرضی را مشخّص می‌کنید، جبهه خودی فرضی را هم مشخّص می‌کنید. بعد متوجّه تاکتیک غلط جبهه‌ی خودی می‌شوید و می‌بینید که طراح نقشه‌ی خودی، فلان اشتباه را کرده است. شما دیگر در وقتی که می‌خواهید تاکتیک طرّاحی کنید، نباید مرتکب آن اشتباه شوید. یا مثلاً تاکتیک درست بوده؛ اما فرمانده یا بیسیمچی یا توپچی یا قاصد و یا سرباز ساده، در جبهه‌ی خودی، فلان اشتباه را کرده‌اند. می‌فهمید که شما نباید آن اشتباه را تکرار کنید. تاریخ، این گونه است. (more…)

گزارش هیئت ویژه منتخب شورای نگهبان از روند بازشماری آرا به مردم

۱۳۸۸ ۱۰ تیر

۰ نظر

هیئت ویژه منتخب شورای نگهبان گزارشی در خصوص روند بازشماری آرا و راهکار های در نظر گرفته برای ایجاد اطمینان بیشتر از صحت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را به ملت شریف ایران ارائه کرد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در این گزارش آمده است: شورای نگهبان با دو هدف ارتقاء قانون مداری و حفظ حقوق شهروندی به ویژه نامزدهای محترم دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران و هواداران آنها و افزایش سطح اعتماد عمومی در تاریخ ۳/۴/۱۳۸۸ طی نامه ای از مقام معظم رهبری درخواست کرد با تمدید مهلت قانونی رسیدگی به شکایات موافقت فرمایند، این درخواست مورد قبول و موافقت قرار گرفت.

متعاقب آن حضرت آیت الله جنتی نظر شورای نگهبان را در مورد تشکیل هیئت ویژه با حضور حجج اسلام دری نجف آبادی، ابوترابی، رحیمیان و دکتر افتخار جهرمی، دکتر ولایتی، دکتر حداد عادل، دکتر محمد رضا تابش و دکتر محمدرضا خباز به منظور بررسی دقیق روند انتخابات و بازشماری حداقل ده درصد صندوق های رای و گزارش آن به شورای نگهبان، نامزدهای محترم و مردم شریف ایران اعلام نمودند و جناب حجت الاسلام آقای ابوترابی نیز ماموریت یافت نظر شورای نگهبان را به اطلاع اعضا پیشنهادی هیئت ویژه برساند.

اعضای هیئت با عنایت به اهمیت موضوع و شرایط خاص کشور و ضرورت افزایش سطح اعتماد عمومی از پیشنهاد شورای نگهبان استقبال نمودند و آقایان دکتر تابش (رئیس فراکسیون اقلیت مجلس) و دکتر خباز عضو محترم فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی ( و عضو برجسته ستاد جناب حجت الاسلام کروبی) نیز موافقت نمودند در صورت معرفی از سوی نامزدهای معترض در هیئت ویژه حضور داشته باشند. بر این اساس نامه ای از سوی موسوی و حجت الاسلام کروبی ارسال گردید و ضمن معرفی ۶ نفر اعضای هیئت ویژه از آنان دعوت گردید نمایندگان خود را برای شروع کار هیئت ویژه با حضور آنان معرفی نمایند.

صبح روز جمعه ۵/۴/۸۸ اعضای هیئت ویژه رسیدگی در یک جلسه طولانی حدود ۵ ساعت به اتفاق آرا، به این نتیجه رسیدند برای رسیدگی به شکایات و تحقیق در درستی یا نادرستی شبهه تقلب در انتخابات باید:

اولا: شکایات نامزدهای محترم به طور دقیق توسط نمایندگان آنان تبیین گردد.

ثانیا: راهکارهای راستی آزمایی انتخابات با حضور و موافقت آنان تعریف و مشخص شود.

ثالثا: با حضور ایشان و نمایندگان مورد اعتماد آنان روش های راستی آزمایی مورد توافق اجرایی گردد و صندوق های رای مورد بازشماری قرار گیرد.

در مرحله ای از مذاکرات نکات زیر به عنوان انتظارات یکی از کاندیداهای محترم از شورای نگهبان مطرح گردید.

۱- الف: شورای نگهبان میزان دقیق تعرفه های چاپ شده را تعیین نماید و میزان تعرفه مازاد در اختیار هیئت مورد اعتماد قرار گیرد.

ب- کلیه ته برگها که حاوی مشخصات رای دهندگان است در اختیار مجموعه مورد اعتماد قرار گیرد تا با اطلاعات موجود در پایگاه اطلاعاتی جمعیتی کشور تطبیق داده شود.

ج- یک سوم صندوق های سیار و معادل یا کسری از آن مثلا ۲۰ درصد از صندوق های ثابت به صورت تصادفی (رندم) بازگشایی و محتوای آن مورد بررسی قرار گیرد.

د- صندوق های بعضی از استانها که آراء، آنها بیش از واجدین شرایط است مثل یزد و مازندران بازشماری گردد.

۲- کلیات مفاد بندهای الف، ب، ج، د مورد قبول شورای محترم نگهبان قرار گرفت البته شورای نگهبان تاکید داشتند در مورد بند “ب” با نظر کارشناسان ذیربط به صورت تصادفی (رندم) عمل گردد و در صورت مشاهده خلاف تا حصول اطمینان “صحبت یا بطلان” ادامه پیدا کند.

بعضی از اعضای هیئت ویژه تا بعد از ظهر روز دوشنبه هشتم تیر ماه ۸۸ با پیگیری جدی و دیدارها و مذاکرات متعدد با چهره های شاخص و موثر دینی و سیاسی به ویژه دو کاندیدای محترم معترض بر چگونگی برگزاری انتخابات از آنان درخواست نمودند با معرفی نمایندگان خود به رسیدگی منطقی و بی طرفانه شبهات کمک نمایند و مجمع تشخیص مصلحت نظام در بیانیه مورخ ۶/۴/۸۸ خود ضمن استقبال از تمدید مهلت و تعیین هیئت ویژه، نامزدهای محترم را به همکاری با هیئت رسیدگی به شکایات و بازشماری آرا دعوت کرد.

متاسفانه هیچ یک از این مذاکرات و تلاش ها نتیجه ای نبخشید و دو نامزد محترم و معترض در نامه هایی به شورای محترم نگهبان پیشنهاداتی را مطرح نمودند که انجام آن توسط شورای نگهبان مقدور نبود و نهایتا نماینده خود را معرفی ننمودند. در نتیجه این مرحله شورای نگهبان راسا تصمیم به بازشماری ۱۰ درصد از صندوق های رای در سراسر کشور گرفت.

در پایان ضمن تشکر و تقدیر از مردم شریف ایران در خلق حماسه ماندگار ۲۲ خرداد ۸۸ توفیق ملت عزیز را در حفظ وحدت و همبستگی ملی و تلاش برای پیشرفت و اعتلای کشور در پرتو رهبری داهیانه رهبر معظم انقلاب اسلامی از خداوند متعال مسئلت داریم.

اجرای ارکسترسمفونی وایمار در تخت جمشید

۱۳۸۸ ۲۷ خرداد

۰ نظر

به گزارش خبرگزاری مهر از شیراز، کلاوس گالاس شامگاه سه شنبه در حاشیه مراسم بزرگداشت حافظ و گوته در شیراز در جمع خبرنگاران افزود: قرار بود اجرای ارکستر وایمار در همین ایام صورت گیرد که به خاطر انتخابات ایران میسر نشد اما امیدواریم در آینده ای نزدیک این برنامه نیز تدارک دیده شود.

وی عنوان کرد: از جمله برنامه هایی که برای ارتقای این روابط فرهنگی بین شیراز و وایمار پیش بینی شده حضور شهردار شیراز و اعضای این سازمان در شهر وایمار بوده و به خاطر اینکه فقط برنامه های پیش بینی شده، فرهنگی نباشد مقرر شده که حوالی ۱۸نوامبر یک تیم از فوتبال نوجوانان شیراز به وایمار سفر کرده و بازی‌های دوستانه‌ای انجام دهند.

این شرق شناس آلمانی در پاسخ به این پرسش که ” آیا به همان میزان که مردم شیراز و ایران با گوته آشنایی دارند مردم وایمار نیز حافظ را می شناسند”، بیان کرد: حافظ به وسیله گوته به ادبیات آلمان شناخته شد و گوته آنقدر مجذوب این شخصیت شیرازی بود که دیوان شرقی – غربی خود را به خاطر حافظ خلق کرد.

وی عنوان کرد: گوته هیچگاه به شیراز سفر نکرده اما در دیوان خود بارها معشوقه خود را به نام زلیخا همان معشوقه ای که حافظ در آثار خود نام برده یاد کرده است.

گالاس همچنین در پاسخ به این سئوال که “آیا برای حافظ در شهر وایمار و آلمان ساخت پژوهشکده ای نیز پیش بینی شده است”، اظهار داشت: در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی وی به وایمار سفر کرده و با حضور او جایگاهی برای حافظ افتتاح شد و از آن زمان تاکنون اتفاق جدیدی صورت نگرفته اما هردوی ما امیدواریم با از سرگیری این روابط فرهنگی بتوانیم در این راستا اقدامات مطلوبی را انجام دهیم.

وی همچنین گفت: البته برنامه های دیگری نیز برای حافظ و گوته در نظر گرفته شده که می توان از برگزاری فستیوال حافظ و گوته مقارن سال آینده در شیراز یاد کرد.

در صورت ضرورت، صندوقها بازشماری شود

۱۳۸۸ ۲۷ خرداد

۰ نظر

به گزارش واحد مرکزی خبر ،‌حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این نشست باتاکید بر اینکه همواره انتخابات در کشور مظهر وحدت و عزت ملی بوده است خاطر نشان کردند: حضور نزدیک به ۴۰ میلیونی مردم در پای صندوق های رای یک افتخار برای نظام اسلامی است که همه رای دهندگان با سلایق مختلف در این حماسه بزرگ سهیم هستند و وظیفه همه، پاسداری از این اتحاد ملی است.

حضرت آیت الله خامنه ای حضور مردم را در پای صندوق های رای در واقع رای به نظام جمهوری اسلامی دانستند و افزودند:‌در همه انتخابات ها همواره تاکید بر حضور بیشتر و گسترده مردم بوده است زیرا این حضور به معنای آگاهی مردم و رای آنها به نظام اسلامی و تجلی وحدت و عزت ملی است.

ایشان با تاکید بر اینکه انتخابات نباید وسیله انشقاق و اختلاف در میان مردم شود، خاطرنشان کردند: اینکه تصور شود در یک طرف ۲۴ میلیون نفر و در طرف دیگر ۱۴ میلیون نفر قرار دارند خطای بزرگی است زیرا آن کسانی که به رئیس جمهور منتخب و همچنین نامزدهای دیگر رای دادند، همه به یک اندازه دلبسته و معتقد به نظام اسلامی هستند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند:‌در انتخابات، رای دهندگان در گزینش افراد دارای اختلاف سلیقه هستند اما در اعتقاد به نظام و پشتیبانی از جمهوری اسلامی،‌ همه دارای یک نظر و دیدگاه هستند.

دو گروه رای‌دهندگان ایرانی و معتقد به نظام اسلامی هستند

حضرت آیت الله خامنه ای مهم ترین مسئله در انتخابات اخیر را تجلی اتحاد ملی با رای نزدیک به ۴۰ میلیونی مردم دانستند و تاکید کردند: در ایام تبلیغات انتخابات؛ مردم در فضایی با نشاط و فعالانه در خیابانها حضور داشتند و از نامزدهای مورد علاقه خود بدون هیچگونه درگیری و نزاعی حمایت می کردند که این مسئله نشان دهنده وجود مردم سالاری واقعی در نظام اسلامی است.

ایشان خاطر نشان کردند: این فضای دوستانه نباید بعد از انتخابات به فضای تقابل و خصومت تبدیل شود زیرا هر دو گروه از رای دهندگان از ملت ایران و معتقد به نظام اسلامی هستند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: البته قاعده مردم سالاری این است که اکثریت بر اقلیت تقدم پیدا می کند ولی این به معنای ایجاد تعارض و دشمنی نیست و همه وظیفه دارند مانع از شکل گیری فضای کدورت و تعارض شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای با تاکید بر اینکه اشکالات به انتخابات باید از مجاری قانونی پیگیری شود خاطر نشان کردند: این اشکالات حتما باید رسیدگی شوند و من از شورای محترم نگهبان و وزارت کشور می خواهم اشکالات مطرح شده، دقیقا بررسی شوند تا شبهه ای باقی نماند.

ایشان افزودند:‌اگر بررسی اشکالات مستلزم شمارش مجدد برخی صندوقها بود، این کار نیز حتما با حضور نمایندگان ستادها انجام شود تا برای همه اطمینان به وجود آید.

رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر این که همواره در انتخابات گذشته به مسئولان کشور اعتماد شده است خاطر نشان کردند: با وجود آنکه مسئولان برگزاری انتخابات در دوره های متعدد گذشته از سلایق مختلف بوده اند من به آنها اعتماد کرده ام ولی این اعتماد نباید مانع از بررسی شبهه ها و اشکالات و روشن شدن حقایق شود.

حضرت آیت الله خامنه ای حضور نزدیک به ۴۰ میلیونی مردم در پای صندوق های رای را بالاترین نصاب حضور در انتخابات بعد از گذشت سی سال دانستند و افزودند:‌ این افتخار بزرگ را که حتی رسانه های بیگانه آن را فوق العاده خواندند باید حفظ شود زیرا این افتخار متعلق به مردم و همه رای دهندگان است.

ایشان دو طرف پیروز و غیر پیروز انتخابات را به رعایت ملاحظاتی توصیه و تاکید کردند: هم آن کسانی که اکثریت را به دست آورده اند و هم آن کسانی که موفق به کسب اکثریت نشده اند باید با صبر و بردباری و حفظ ظرفیت لازم، در رفتار و حرکت خود مراقبت کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی افزودند: ظرفیت و تحمل پیروزی و عدم پیروزی کار آسانی نیست زیرا این موضوع یکی از فضایل انسانی است که باید فرهنگ آن در میان نخبگان و آحاد مردم ترویج شود.

این تخریب‌ها مربوط به مردم و حامیان نامزدها نیست

حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه عده ای با وحدت ملت ایران و تحکیم نظام اسلامی موافق نیستند خاطر نشان کردند: این عده همان کسانی هستند که حرفهای خلاف واقع را به افراد مختلف منتقل می کنند و حتی خرابکاری نیز انجام می دهند.

ایشان افزودند: این تخریب ها و کارهای زشت و بعضی جنایاتی که اتفاق افتاد مربوط به مردم و حامیان نامزدها نیست بلکه مربوط به اخلالگران است و همه باید در مقابل آن بایستند و صریحاً اعلام موضع کنند.

رهبر معظم انقلاب اسلامی تأکید کردند: مبادا کسی توهم کند که این افراد طرفداران فلان نامزد هستند. این افراد با اصل نظام و آرامش کشور مخالف هستند.

حضرت آیت الله خامنه ای افزودند: این افراد طرفدار اغتشاش و تشنج هستند و اگر نتایج انتخابات غیر از این هم می شد، قطعاً چنین حوادثی پیش می آمد.

ایشان با تأکید بر اینکه عده ای امنیت و آرامش کشور را هدف گرفته اند تصریح کردند: هیچ کس نباید کاری انجام دهد که تشنج آفرین باشد و همه باید صراحتاً بگویند که تشنج و اغتشاش خواست آنان نیست.

رهبر معظم انقلاب اسلامی همه مردم به ویژه دو طرف انتخابات را به پرهیز از اقدامات تحریک کننده توصیه و تأکید کردند: دو جناح و دو گروه یکدیگر را عصبانی نکنند چه آن کسانی که نامزد مورد علاقه آنها پیروز شده و چه آن کسانی که نامزد آنها پیروز نشده است. همه باید بر محور اصلی که حضور در صحنه انتخابات و دفاع از نظام است متمرکز شوند.

حضرت آیت الله خامنه ای خاطر نشان کردند: امروز همه تکلیف داریم تا از هویت جمعی کشور و نظام دفاع کنیم و نگذاریم مردم در مقابل یکدیگر قرار گیرند و این اقدام موجب خشنودی حضرت ولی عصر (عج) و جریان رحمت الهی در کشور خواهد شد.

هشدار سفیر ایران در آلمان به دخالت کشورهای خارجی در موضوع انتخابات

۱۳۸۸ ۲۷ خرداد

۰ نظر

برلین-سفیرجمهوری اسلامی ایران درالمان سه شنبه شب دربرنامه شبکه تلویزیونی”فونیکس”این کشور با هشدار به دخالت دولتهای خارجی درامور داخلی ایران گفت:شورای نگهبان قانون اساسی طی ۱۰روزآینده باانتشاراطلاعیه ای رسمی درباره نتایج این انتخابات و انتقادات مطرح شده نظرات خودرا اعلام می کند.

به گزارش ایرنا،علیرضا شیخ عطار افزود:در۷۰سال از۱۰۰سال اخیر تاریخ ایران، سفارتخانه های خارجی در امور داخلی و انتخابات ایران دخالت داشته اند که این روند منجر به انقلاب شد.

وی بااشاره به برگزاری انتخابات مختلف در ۳۰ سال گذشته درایران اضافه کرد:ایران تجربه خیلی بدی از دخالت های بیگانگان دارد و به همین دلیل اجازه تکرار آن را هرگز نخواهد داد.

به گفته وی جمهوری اسلامی ایران به دلیل حمایت های مردمی به یک قدرت تبدیل شده است .

شیخ عطارافزود: موسوی در هشت موضوع متفاوت به انتخابات ایراد وارد نموده که این انتقادات را شورای نگهبان دریافت کرده است و در حال بررسی آنها می باشد.

وی درپاسخ به سوالی در باره اینکه آیا انتخابات کاملا درست برگزار شده است،گفت: در موضعی نیستم که به این سوال پاسخ داده و بگویم درست بوده یا نه. همانگونه که نظر مطبوعات و افراد درکشورمان نیز در این باره لزوما نمی تواند درست باشد،این را باید شورای نگهبان پاسخ دهد.

شیخ عطار درباره خبرنگاران المانی در ایران گفت: آلمان سومین کشوری است که بیشترین شمار خبرنگاران خارجی را به ایران اعزام کرده و روزانه بصورت مستقیم دربرنامه های مختلف اخبار و گزارش های خود را به اطلاع مردم این کشور می رسانند.

وی افزود: مساله محدودیت برای خبرنگاران مطرح نیست بلکه موضوع امنیت این افراد نیز برای ما مهم است.

در این نشست “اکارد فون کلیدن “از نمایندگان حزب دمکرات مسیحی در پارلمان آلمان در سخنانی ادعا کرد که مردم ایران از فرهنگ دمکراسی برخوردار نیستند.

سفیر ایران در آلمان درپاسخ به این اظهارات با انتقاد ازوی گفت: این اظهارات توهین به مردم ایران تلقی می شود که سابقه تمدنی ۷هزار ساله دارند. ایرانیان از توانایی و شعور کافی برای حل دمکراتیک موضوع برخوردارند و نیازی به دخالت و کمک خارجی ندارند.

“محسن مسرت” استادعلوم سیاسی دانشگاههای آلمان نیز دراین نشست توصیه کرد که کشورهای خارجی از دخالت درامور ایران خودداری کنند و افزود:هرگونه جانبداری از بیرون به روشن سازی واقعی این مساله کمک نخواهد کرد.

نماز جمعه این هفته تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه می شود

۱۳۸۸ ۲۷ خرداد

۰ نظر

نماز جمعه این هفته تهران به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه می شود

نماز جمعه تهران این هفته به امامت حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و با حضور گسترده اقشار مختلف مردم و مسئولین اقامه می شود.

به گزارش خبرگزاری مهر، ستاد نماز جمعه تهران در اطلاعیه ای ضمن دعوت از عموم مردم برای حضور گسترده در نماز جمعه این هفته در محل دانشگاه تهران تاکید کرده است : حضور پرشور ملت خداجوی و مومن تهران در نماز جمعه این هفته، جلوه ای از تجلی همبستگی و وحدت و تجدید پیمان با آرمان های امام خمینی (ره) و بیعت با ولی امر مسلمین خواهد بود

در مواقع عصبانیت دست به کارهایى نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند

۱۳۸۸ ۲۷ خرداد

۰ نظر

پاسخ امام به نامه استعفای مهندس موسوی:

بسم اللّه الرحمن الرحیم

جناب آقاى موسوى، نخست وزیر محترم نامه استعفاى شما باعث تعجب شد.

حق این بود که اگر تصمیم بدین کار داشتید، لااقل من و یا مسئولین رده بالاى نظام را در جریان مى گذاشتید.

در زمانى که مردم حزب اللّه براى یارى اسلام فرزندان خود را به قربانگاه مى برند چه وقت گله و استعفا است.

شما در سنگر نخست وزیرى، در چهارچوب اسلام و قانون اساسى، به خدمت خود ادامه دهید.(۱) در صورتى که نسبت به بعضى از وزرا به توافق نمى رسید، چون گذشته عمل مى شود.

این حق قانونى مجلس است که به هر وزیرى که مایل بود راى دهد.

تعزیرات از این پس در اختیار مجمع تشخیص مصلحت است، که اگر صلاح بداند به هر میزان که مایل باشد در اختیار دولت قرار خواهد داد.

همه باید به خدا پناه بریم، و در مواقع عصبانیت دست به کارهایى نزنیم که دشمنان اسلام از آن سوء استفاده کنند.

مردم ما ازاین‌گونه مسائل در طول انقلاب زیاد دیده اند، این حرکات هیچ تاثیرى در خطوط اصیل و اساسى انقلاب اسلامى ایران نخواهد داشت.

از آنجا که من به شما علاقه مندم، انشاءاللّه عندالملاقات مسائلى است که گوشزد مى نمایم.

والسلام.

(صحیفه امام / جلد ۲۱ موره/ ۱۵/۶/۶۷)

تشییع پیکر مادر و دختر شهید ‌شده در اغتشاشات

۱۳۸۸ ۲۷ خرداد

۱ نظر

محمد رجب‌پور که خواهر و مادرش را در این حادثه از دست داده است، در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس اظهار داشت: این مراسم با حضور اعضای خانواده و آشنایان برگزار می‌شود.
به گزارش فارس، ساعت ۸ بعدازظهر دوشنبه تعدادی اوباش به خیابان محمدعلی جناح یورش بردند. این افراد قصد تیراندازی به پایگاه بسیج را داشتند که مادر و خواهر آقای رجب‌پور به مهدکودک پناه بردند اما اوباش بدون در نظر گرفتن این موضوع اقدام به تیراندازی به مهدکودک کردند و همین امر باعث شهادت آن‌ها شد.

پی نوشت: باز هم تاسف عمیق خودمون رو از این بابت اعلام می کنیم و از خدا برای این خانواده صبر می طلبیم. عوامل این ماجرا باید به سزای خود برسند

اظهارات تامل برانگیز فائزه هاشمی درباره انتخابات،خاتمی و مردم ایران

۱۳۸۸ ۲۷ خرداد

۰ نظر

به گزارش ایرنا فرزند هاشمی رفسنجانی طی گفتگویی در حاشیه مراسم غیرقانونی روز دوشنبه در میدان آزادی درباره ادعای تقلب در این دوره گفت: همه نمایندگان کاندیداها و همه ناظران را اخراج کردند ؛سرِ شمارش آرا و تجمیعِ آرا و تمامی مراحلی که قانون گفته آنها را راه ندادند.

وی با اشاره به اینکه این ناظران می بایست از۱۷ خرداد حضور می داشتند ولی به آنها اجازه ندادند ، افزود: کادر ناظران را اعلام نکردند و همه را گفتند که باید لیست را سرصندوقها بگیرند مثلا خود من یک لیست ۶ نفره را برای یک صندوق معرفی کردم ولی آنها را جای دیگری فرستادند چون اسم نماینده ها روی صندوق ها هست.

فائزه هاشمی قطع شدن پیامکها را به انتخابات ربط داد و اظهار کرد: اصلاح طلبان برای ناظران یک سیستم پیامک با یکسری کدهایی تعریف کرده بودند که با قطع پیامک کل ارتباط ناظران ما قطع شد ؛اینها خلافهایی است که درباره ناظران صورت گرفت !

وی درباره سایر تخلفات انتخاباتی با اعلام اینکه صندوقها پراز{آرای} احمدی نژاد است ،آرای مردم را سندسازی دانست و ادعا کرد: تعرفه ها هم باید بگویم که اصلا تعرفه ها ساعت ۱۲ ظهر دراغلب شهرستانها تمام شد و به جایی تعرفه نرساندند به جز یکی دو شهرستان .

دختر هاشمی رفسنجانی ادامه داد: ساعت ۱۰ شب هم ، محصولی اعلام کرد که باید رأی همه مردم که مراجعه کردند گرفته شود اما درِ صندوق ها را بستند ،پیامکها راقطع کردند سایتها رابستند این در حالی بود که مردم پشت درها حضورداشتند و رأی نداده بودند .

وی افزود: اینها خودشان تقلب کردند و این یعنی این انتخابات از پایه زیر سئوال رفته است، از پایه مخدوش است و نمی توانند بگویند آرا بازشماری شود چون صندوقها درست است .

فائزه هاشمی در ادامه تهمت زدن‌های خود گفت: مگر اینها ۵۷ میلیون تعرفه چاپ نکردند یعنی ۱۷ میلیون بیش از رأی دهنده ها ؛ پس این ۱۷ میلیون کجا رفت ؟ اینها را پرکردند و ریختند داخل صندوقها ، صندوقها را کامل کردند.

وی مدعی شد: از آنجایی که ناظران را اخراج کرده بودند کسی صورتجلسه ها را امضا نکرده حتی کسانی هم که حضور داشتند امضا نکردند بنابراین اینها سندی ندارند .فائزه هاشمی در ادامه با ارائه تحلیلی درباره نقش پدرش در معادلات نظام، از همگرایی بسیج و سپاه و دکتر احمدی‌نژاد با نظام انتقاد کرد.

*مردم مقصر هستند/جامعه ما قهرمان ساز و اسطوره کش است

دختر هاشمی رفسنجانی ،مردم را مقصر واقعی این جریانات دانست و گفت: اصولا کشورهای جهان سوم همیشه دغدغه دارند و آرامش ندارند ؛ خوب همین رأی های مردم را ببینید در کشور یکسری افکاری حاکم است اما باید بدانیم که یک فکر همیشه نمی تواند جریان داشته باشد .

وی ادامه داد: ما یک دموکراسی نیم بندی در کشور داریم مثلا من یک دوره در انتخابات شرکت می کنم و با رأی بالا رأی می آورم ولی در یک دوره دیگر رأی نمی آورم .اساسا تاریخ ما مشکل دارد و به لحاظ روانشناسی ، جامعه ما “قهرمان ساز و اسطوره کش ” است یعنی عده ای را یک روز می بریم بالا و یک روز می اندازیم پایین. سیستم روانشناسی جامعه ما اشکال دارد.

این مدعی اصلاح طلب درباره دوره فعالیت خاتمی هم اظهار داشت :یکی از مشکلات اساسی ما این بود که خاتمی کاره ای نبود . من عامل اصلی این دیکتاتوری ها(!) را خاتمی می دانم ؛ در حادثه ۱۸ تیر خاتمی ،مسیر را به سمتی برد که اسامی را اعلام کرد و دست همه اصلاح طلبان را رو کرد تا ۱۸ تیر بوجود آمد و نظام هم هوشیار شد که اگر نجنبد مثل زمان شاه ، خواهد رفت و از اینجا دیکتاتوریها آغاز شد .

وی در ادامه گفت :این روند باعث شد در انتخابات بعدی اصلاح طلبان رأی نیاورند و قدرت بگیرند الان هم اینجوری شده است ،سربابام هم که دیدید چه بلایی آمد بنابراین معتقدم باید این اعتصابات ادامه یابد.

فائزه هاشمی درباره اینکه چرا هاشمی و خاتمی در دوران فعالیتشان نیروهای خود را برای مقابله با چنین موضوعاتی در سازمانها قرار ندادند تا این روند فعلی را کنترل کنند ،گفت :باید بگویم خاتمی در دوره فعالیتش عرضه نداشت و آنقدر در دوران فعالیتش تقلب شد که حاج آقا (هاشمی رفسنجانی) نتوانست با آنهمه تقلب ،رأی بیاورد ؛ آخرش هم خاتمی اعلام کرد که انتخابات سالم برگزارشده چون خودش برگزار کننده بوده و در این باره خیانتهای بسیاری کرد .

هاشمی ادامه داد: ما اصلاح طلبان هم هرجا که بوده ایم سوخته ایم و بعد از دوم خرداد هم بین اصلاح طلبان تفرقه شد .

وی با انتقاد ازاصلاح طلبان درباره حضور همزمان ۵ نامزد در دوره قبل ریاست جمهوری گفت :اگر در آن دوره ، اصلاح طلبان این ۵ نامزد را یکی می کردند و پشت سر هاشمی قرار می گرفتند کار همان مرحله اول تمام شده بود ؛ معین و مهرعلیزاده با حضورشان می خواستند چکار کنند ؟!

دختر هاشمی رفسنجانی در ادامه این گفتگو خاطرنشان کرد: خاتمی مشکلات زیادی دارد واگر هم می آمد نمی توانست کاری بکند، مگر خاتمی دفعه قبل چکار کرده بود فقط رأی داشت و گرچه رأی آورد اما دشمنانش هم زیاد بودند اما موسوی چون نبوده دشمن هم نداشته است و اصولگرایان هم حامی او بودند و حامی خاتمی نبودند؛اصلا موسوی خیلی بهتر است.

وی با اشاره به اینکه لاریجانی و روحانی می توانستند در این دوره شرکت کنند و اگر می آمدند این اتفاقات نمی افتاد ،درباره صحبت های احمدی نژاد در مناظره با موسوی گفت: ما از احمدی نژاد شکایت کردیم و به صداو سیما اعلام کردیم که می خواهیم جواب دهیم اما صداو سیما مجوز نداد .

دیروز شکایت نامه دادم و فکر می کنم اول هفته مطرح شود .

فائزه هاشمی معتقد است که آنها(مراجعی که به آنها شکایت کرده است) نمی توانند بپیچانند چون مدرکی ندارند . ضمن آنکه ازآنجایی که بخش هایی از مردم عوام هستند پدرش مجبور شده راجع به احمدی نژاد نامه بنویسد .

وی در پایان درباره صحبتهای پدرش با احمدی نژاد هم گفت:پدرم در حرم امام به احمدی نژاد گفته که هم درباره من وهم درباره بچه هایم و دیگران اشتباه می کنی یا این حرفهایت را خودت اصلاح کن یا اگر بخواهی شعار بدهی پیگیری می کنم و ما ول نمی کنیم

کشته شدن هفت نفر از هموطنان

۱۳۸۸ ۲۶ خرداد

۲ نظر

طبق اعلام شبکه خبر :

پس از پایان تجمع آرام و “غیر قانونی” دیروز، در حالیکه مردم به آرامی در حال برگشت به منازل خود بودند، عده ای “آشوب طلب” به یک مرکز نظامی حمله کردند به قصد اشغال و خلع سلاح آن مرکز. در پی این ماجرا درگیریهایی بوجود آمد که متاسفانه ۷ نفر از هم میهنانمان کشته و تعدادی مجروح شدند.

پی نوشت: واقعا جای تاسف داره که عده ای با سوء استفاده از فضا و احساسات ملت دست به این قبیل کارها می زنند و این چنین نتایج هولناکی در پی دارد. جدا متاسفیم.

۵ دلیل زهرا رهنورد برای تقلب در انتخابات

۱۳۸۸ ۲۶ خرداد

۳ نظر

خبرگزاری فارس: نزدیک ترین و قدیمی ترین همکار سیاسی و همراه انتخاباتی میرحسین موسوی در گفت وگویی با شبکه ماهواره ای دولت انگلیس مهم ترین دلایل تقلب در انتخابات دهم ریاست جمهوری را تشریح کرد.

به گزارش خبرگزاری فارس، زهرا رهنورد در تشریح بداهت پیروزی موسوی و وضوح تقلب در انتخابات گفت: ” یک سری نقاطی هستند که اصلا مشخص است که خودش ملاک تشخیص نادرست بودن نتایجی است که وزارت کشور اعلام کرده است. مثلا آذربایجان و ترک زبان ها هیچ وقت فرزند خودشان را نمی گذارند که به کس دیگری رای بدهند. ”
وی در ادامه اظهار داشت: ” خود من لر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراین اهالی لرستان موسوی را نمی گذارند به آقای احمدی نژاد رای بدهند. این دو تا ملاک است و باقی موارد هم شبیه همین است. ”
وی در پاسخ به خبرنگار بی بی سی که پرسید: ” رای آقای موسوی بر اساس برآورد های شما چهار به یک بوده است در قیاس آقای آقای احمدی نژاد مستندات شما چیست؟ ” اظهار داشت: ” در شهرستان ها و تهران در واقع تجمع مردم حاکی از این بود که آرای موسوی بسیار بالاتر از آنکه اصلا قابل تصور باشد. هروقت طرفداران دو طرف حاضر می شدند طرفداران احمدی نژاد درمقابل طرفداران موسوی در حد یک صدم بودند. ”
وی همچنین با اشاره به گزارش هایی که در روز انتخابات دریافت می کرده گفت: ” مرتب به ما گزارش می شد که نسبت حتی ۵/۴ به ۱ بود. نسبت های موسوی به احمدی نژاد… ”
وی همچنین اظهار داشت: همه می شناسند که آنهایی که به احمدی نژآد رای دادند چه تیپ خاصی هستند و اول صبح رفتند رای خودشان را دادند و از ساعت ۱۱ صبح تعرفه ها در دست مردم قرار نگرفت و مردم له له می زدند برای اینکه تعرفه به ایشان داده بشود. حتی تا ساعت یازده ده و سی دقیقه و دوازده شب هم پشت در ستاد و محل های انتخابات جمع شده بودند.
وی در پایان این گفت و گوی زنده با شبکه ماهواره ای دولت انگلیس (بی بی سی) گفت: ” ما نمی دانیم چگونه با این صندوق ها عمل شده و رای ها چگونه دست برده شده و چه بوده فقط می دانیم که نسبت موسوی به احمدی نژاد ۵/۴ به ۱ یا چهار به یک یا جاهای دیگر ممکن است مثلا ۳ به ۵/۱ باشد. ”

پی نوشت:واقعا دلایل قانع کننده ای بود …به خصوص دلیل اول ..چهار سال پیش در انتخابات قبلی اقای معین که اصالتا اصفهانی هستند .کمترین رای مردم اصفهان را داشتند …..این دلیلی برای تقلب در انتخابات میشود؟؟

پی نوشت ۲:میتونید این وب را هم  نگاهی بهش بندازید …پینوشت  های نویسنده اش  بسیار جالب هست

Older Entries